تبلیغات
احساس بارانی - یاد ایام ....
 
درباره وبلاگ


ببخش باران....
ببخش ...
که تو می باری و ما شسته نمی شویم ....

مدیر وبلاگ : سمیه
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دریافت همین آهنگ
head>

دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
احساس بارانی
آخرین برگ سفرنامه ی باران این است که زمین چرکین است...




دیروز علی آلبوم عكسهای دهه 70 و اوایل دهه 80 اش رو آورد تا باهم ببینیم . یك پسر ریز (البته الان 185سانتی متر هست) با نگاه های شیطنت آمیز ، كه توی اكثر عكسها در منتها علیه زاویه دوربین ایستاده بود . چون بقول خودش از عكس انداختن متنفر بوده. از تمام همكلاسی های دانشگاهش هم كوچیك تر بنظر می رسید طوریكه من فكر كردم عكسها برای دوران دبیرستان هست . سالهای 77 تا 81 یك شهر نسبتا كوچیك دانشجو بوده و 2 سال و نیم فوقش رو هم توی یكی از كلان شهرها درس خونده . آلبومش پر از خاطره بود . برای هر عكس حداقل 1 دقیقه توضیح می داد . در مورد هر كدوم از همكلاسی هاش آخرین اخباری كه داشت رو می داد و بالطبع خیلی ها رو هم فراموش كرده بود و حتی چند ثانیه سكوت می كرد تا اسم شخص رو بخاطر بیاره . عضو تیم كوهنوردی هر دو استان بوده و یك آلبوم كامل از كوهنوردی ها و صخره نوردی ها و كویر پیمایی هاش داشت . به هر عكسی كه نگاه می كرد حس می كردم دوباره تازه شده . چون تعداد همكلاسی های دوران فوق لیسانسش كم بودند سر گذشت تك تك همكلاسی ها رو می دونست و جالب اینكه از اون جمع 9 نفری فقط 3 نفر درسشون رو ادامه داده بودند و بقیه راكد مانده بودند. عكس تمام اساتید رشته اش رو بقول خودش دو در كرده بود . عكسهای خونه اش افتضاح بود طوریكه وحشت می كردم به فضای اتاقشون نگاه كنم . البته منم وقتی دانشجو بودم همیشه ظرف تمیزی برای غذا خوردن نداشتیم و بطور كامل نماد دانشجو بودیم اما خونه اونها خوب خیلی نامرتب تر بود ....

واقعا دوران دانشجویی چه دوران شیرینی هست . بخصوص اگر دور از شهر خودت هم باشی و مجبور شی كه كاملا مستقل زندگی كنی ....

دوران شیطنت ها و شیرینی ها ، دوران خاطره ها و غم ها ، غم  هایی كه بعدا می فهمیم چقدر واهی بودند . دوران انرژی و شور و شعف ، دوران پیچوندن استاد و حاضری زدن های الكی ، شایدقشنگ ترین دوران زندگی ....

خوش بحال هركسی كه دانشجو هست ....

پی نوشت : دانشجو  ها ، از دانشجو بودن لذت ببرید ....

دوباره نوشت : یاد نازنین و هدیه و شهلا (هم خونه ای های دوران تحصیلم) بخیر ....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 15 بهمن 1390 :: نویسنده : سمیه
نظرات ()
جمعه 17 شهریور 1396 11:54 ق.ظ
This paragraph is actually a good one it assists
new internet visitors, who are wishing in favor of blogging.
دوشنبه 16 مرداد 1396 02:32 ق.ظ
Hi there very cool web site!! Guy .. Beautiful ..
Superb .. I'll bookmark your website and take the feeds additionally?
I am happy to seek out numerous helpful information here
in the submit, we want work out extra techniques
on this regard, thank you for sharing. . .
. . .
جمعه 13 مرداد 1396 10:11 ق.ظ
Hi, I wish for to subscribe for this website to get hottest updates, so where can i do it please assist.
شنبه 7 مرداد 1396 04:45 ق.ظ
I read this paragraph completely on the topic of the difference of most up-to-date and preceding technologies, it's amazing article.
جمعه 29 اردیبهشت 1396 10:47 ق.ظ
We're a gaggle of volunteers and opening a brand new scheme in our community.

Your site offered us with valuable info to work on. You've done a formidable process and
our whole community can be grateful to you.
جمعه 29 اردیبهشت 1396 02:37 ق.ظ
If some one wants to be updated with most up-to-date technologies after that he must be pay
a quick visit this web page and be up to date all the time.
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 10:33 ب.ظ
Hi there, I discovered your website by means of Google whilst looking for a similar subject,
your site came up, it looks great. I've bookmarked it
in my google bookmarks.
Hello there, simply turned into aware of your weblog via
Google, and located that it's truly informative. I'm going
to be careful for brussels. I'll appreciate should you continue this in future.
A lot of other folks will be benefited out of your writing.
Cheers!
دوشنبه 17 بهمن 1390 06:28 ب.ظ
سلام وبلاگ خوبی داری؟راستی با تبادل لینك موافقی؟خبرم كن
دوشنبه 17 بهمن 1390 01:42 ب.ظ
سلاممممممممممممممممممممممممم
چه لوگوی نازی داری!
دوشنبه 17 بهمن 1390 01:40 ب.ظ
سلام سمیه خانم

ممنون سرزدی
دوشنبه 17 بهمن 1390 10:39 ق.ظ
سلام.فیلتر شدم.اینم ادرس جدیدمه
http://blacklotus1.mihanblog.com
دوشنبه 17 بهمن 1390 10:08 ق.ظ
قدمت سر چشم
شما هم تتشریف بیارید با هم بریم ......

راستی از اجو تی تی چه خبر ؟
ای جانم محمد نیکان خوبه ؟؟؟
تونست مرخصی شو درست کنه ؟؟؟؟؟
هیچ خبری ازش نیست ؟؟؟؟
یکشنبه 16 بهمن 1390 11:40 ب.ظ
salam somiea khanoom
az in ke davate mano pazirofte mamnon
man webe shoma ro be esme ehsase barani link kardam age eshtbeahe shode bashe be hem khabar bede
یکشنبه 16 بهمن 1390 11:34 ب.ظ
برایت اینگونه دعامیکنم...
خدایا!
به جز خودت به دیگری واگذارش نکن...
تویی پروردگارش،پس قرار ده بینیازی در نفس اش...
یقین دردلش...
اخلاص درکردارش...
روشنی دردیده اش...
بصیرت درقلبش...
و روزی پربرکت در زندگیش...
آمیـــــــــــــــــــــــــــــــــــن
یکشنبه 16 بهمن 1390 07:09 ب.ظ
سلام
من آپم
ب
د
و
بیا...
یکشنبه 16 بهمن 1390 05:15 ب.ظ
سلام دوست عزیزم خوبی؟............
ممنون از حضورت در وبم...........من هم شما رو لینک کردم................
یکشنبه 16 بهمن 1390 02:46 ب.ظ
استان کرمان
شهرستان شهربابک
یکشنبه 16 بهمن 1390 11:42 ق.ظ
سلام عزیزم
اره دنیایی قشنگیه دانشجویی ولی اگه تو همین دوران عشقت یارت رو از دست بدی (فوت کنه)
بازم برات خاطره میشه
خاطره ای که هیچوقت پاک نمیشه
ولی حالا که سالها میگذره و نتونی ازدواج کنی بازم سختتر میشه
سمیه چه درد غریبی ....
كاش بود و مال تو نبود ....
یکشنبه 16 بهمن 1390 11:28 ق.ظ
سلام .
ممنون که سر زدید
یکشنبه 16 بهمن 1390 10:10 ق.ظ
سلام سمیه

یکی از زیباترین دوران زندگی همین دوران دانشجوییه
حالا اگه یه شهر دیگه هم باشیم که بهتر.
اما افسوس هیچوقت قدر زمان حال را نمیدانیم و آرزو میکنیم که زودتر تمام بشه
وقتی تمام شد تازه یادمون میفته که چه لحظات شیرینی را طی کردیم و ناراضی بودیم.
یکشنبه 16 بهمن 1390 10:07 ق.ظ
سنگ چخماق بهتره یا کبریت؟
پیه سوز روشن تره یا چاچراغ؟
تلفن راحت تره یا فریاد؟
وقتی فهمیدم زمین , توی تسبیح کرات , یکدونه ست....
جنسش هم از خاکه
... سنگش هم جور واجوره , ماهی و علف داره , بهار و پائیز داره ,
خیالم راحت شد.......
یکشنبه 16 بهمن 1390 10:03 ق.ظ
آخی...
یکشنبه 16 بهمن 1390 01:02 ق.ظ
یادش به خیر .راستی نگفتی الف کی بود؟من می دونم؟
سمیه آره عزیزم .....
شنبه 15 بهمن 1390 10:18 ب.ظ
کاش لحظه ها همیشه آنقدر آرام باشد که بشود طعم خوشی را چشید.
شنبه 15 بهمن 1390 03:23 ب.ظ
سلام سلام من آپم
شنبه 15 بهمن 1390 03:23 ب.ظ
سلام سلام من آپم
شنبه 15 بهمن 1390 03:16 ب.ظ
سلام دوست عزیزم خوبی؟............
من ((آپ))کردم.خوشحال می شم.یه سر به وبم بیایی........
و نظرت را در مورد آپم بگی...............................[بوسه]
منتظرت حضور گرم و پرمهرت هستم...............[بوسه]
شنبه 15 بهمن 1390 03:01 ب.ظ
سلام گلم ممنون از لطفت چرا نگفتی با چه اسمی لینکت کنم منم با اسم احساس بارانی لینکت کردم اگه اسم دیگه ای دوست داشتی بهم بگو ممنو
شنبه 15 بهمن 1390 01:34 ب.ظ
مدینه گفتی و کردی کبابم
به خدا اشکامو در اوردی
هی یادش بخیر
ولی من وشوشو عکسامون همش مسترکه و شوشو بیشتر از همه همکلاسی ما بود تارسشته خودش
یادش بخیر
سر یکی از امتحانایه پایان ترممون استادمون به زور اوردش سر جلسه طفلی بیرون از جلسه ایستاده بود صلوات نذر کرده بود من 20 بشم که اخلاقم مگسی نشه باهاش .. قوربونش برم
یادش که می افتم چقد حساس بود رو درس خوندن من می دونست خیلی برام مهمه
خلاصه کشون کشون آوردش که تو من مطمئنم نمرت از بقیه بیشتر تر تر می شه باید رویه اینا رو کم کنی
ای خندیدیم با بچه ها به قیافش......
هییییی من هوارتا خاطرم یه رومان هوارتا صفحه ای
یادش بخیر گاهی می شینیم عکسا و فیلمایه اون روزا رو با هم می بینیم .....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر