تبلیغات
احساس بارانی - قضاوت
 
درباره وبلاگ


ببخش باران....
ببخش ...
که تو می باری و ما شسته نمی شویم ....

مدیر وبلاگ : سمیه
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دریافت همین آهنگ
head>

دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
احساس بارانی
آخرین برگ سفرنامه ی باران این است که زمین چرکین است...




پست سازمانی من در یكی از مهمترین بخش های اداره ست طوریكه حتی بقول علی آدم جرات نمی كنه از جلوی در اتاق های بخش ما رد بشه  ؟؟؟؟(كارمند حراست نیستم) . خوب شاید هم اسم پر حجمی داشته باشه طوریكه وقتی من چند سال پیش تازه جذب شده بودم بعضی از خانم های اداره از من دوری می كردن تا بقول خودشون با خیال راحت تر  زندگی كنن. البته بنظر من این اعمالشون كاملا بر می گشت به سطح فكر و كردار خودشون . چرا كه نشناخته و تنها بر اساس پست سازمانی من باهام برخورد می كردن و اصلا هم برام اهمیت نداره ....

من هیچوقت به دل نمی گرفتم چون همون روز اولی كه با مامانم اومدیم اداره آقای دال (ما فوقم ) تمام این نكته ها رو بهم یادآور شده بود و من هم كه ذاتا از برخورد و سلام علیك با همه آدم های دور و برم بیزارم از این نكته شغلی ام استقبال كردم . حتی الان هم كه 3 و اندی می گذره هنوز بعضی از همكارام بهم می گن تو  چطور  می تونی اون قسمت رو تحمل كنی ....

یادمه حتی علی هم توی اولین اس ام اس هاش بهم گفت بخاطر پست سازمانی ام جرات نمی كرده بهم پیشنهاد ازدواج بده .....

كسی رو می شناسم كه ظاهر كاملا موجه و مناسبی داره اما اعمال خوبی نداره . واقعا ما آدمها چقدر زود از روی ظاهر افراد قضاوت می كنیم .... تنها بخاطر ظاهر یا انجام یه عمل یا حتی یه حركت بهش تهمت می زنیم یا قدیسه اش می كنیم ....

واقعا چرا ما هیچ وقت اصلاح نمی شیم ؟؟؟؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 26 بهمن 1390 :: نویسنده : سمیه
نظرات ()
سه شنبه 17 مرداد 1396 04:27 ق.ظ
Hey there this is kind of of off topic but I was wanting to know
if blogs use WYSIWYG editors or if you have to manually code with HTML.
I'm starting a blog soon but have no coding knowledge so I wanted to get advice from someone with experience.
Any help would be greatly appreciated!
جمعه 13 مرداد 1396 08:28 ق.ظ
I blog quite often and I seriously thank you for your information. The article has really peaked my interest.
I'm going to bookmark your site and keep checking for new information about once per
week. I opted in for your Feed too.
شنبه 7 مرداد 1396 04:43 ق.ظ
You really make it seem so easy with your presentation but I find this matter to be actually something which I think
I would never understand. It seems too complicated and extremely broad for me.
I am looking forward for your next post, I will try to get the hang of it!
جمعه 6 مرداد 1396 09:50 ب.ظ
hello!,I love your writing so a lot! percentage
we communicate extra approximately your article on AOL? I require a specialist on this
space to unravel my problem. Maybe that is you! Having a look ahead to look you.
شنبه 31 تیر 1396 12:16 ب.ظ
Hi, just wanted to tell you, I enjoyed this blog post. It was practical.
Keep on posting!
پنجشنبه 29 تیر 1396 08:23 ق.ظ
Today, I went to the beach front with my children. I found a sea
shell and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She put the shell to her ear and screamed.
There was a hermit crab inside and it pinched
her ear. She never wants to go back! LoL I know this is
totally off topic but I had to tell someone!
چهارشنبه 28 تیر 1396 10:18 ق.ظ
Hi there colleagues, pleasant paragraph and good urging commented at this place,
I am genuinely enjoying by these.
چهارشنبه 28 تیر 1396 05:47 ق.ظ
I have been browsing online more than 4 hours today, yet I never found any interesting article like yours.
It is pretty worth enough for me. In my view, if all webmasters
and bloggers made good content as you did, the net will be much
more useful than ever before.
یکشنبه 25 تیر 1396 10:26 ق.ظ
Hi, just wanted to tell you, I liked this blog post.

It was inspiring. Keep on posting!
یکشنبه 25 تیر 1396 09:12 ق.ظ
If you are going for best contents like myself,
only pay a visit this web page every day for the reason that it offers feature contents, thanks
جمعه 23 تیر 1396 10:02 ب.ظ
Unquestionably believe that which you said.

Your favorite justification appeared to be on the net the simplest thing to be aware of.
I say to you, I certainly get annoyed while people think
about worries that they plainly don't know about.

You managed to hit the nail upon the top and defined out the whole
thing without having side-effects , people can take a signal.

Will likely be back to get more. Thanks
یکشنبه 4 تیر 1396 01:34 ب.ظ
Glad to be one of the visitors on this awe inspiring site
:D.
چهارشنبه 3 خرداد 1396 04:18 ب.ظ
Excellent article. Keep posting such kind of information on your blog.
Im really impressed by it.
Hi there, You've performed an incredible job.
I will certainly digg it and in my opinion recommend to my friends.
I'm confident they will be benefited from this website.
سه شنبه 2 خرداد 1396 07:15 ب.ظ
Its such as you read my thoughts! You appear to understand
so much about this, like you wrote the e-book in it or something.
I feel that you can do with a few p.c. to drive the message home a bit, however other than that, this is great blog.
A fantastic read. I will definitely be back.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 04:10 ب.ظ
First off I want to say wonderful blog! I had a quick question in which I'd
like to ask if you do not mind. I was interested to find out how you center yourself and clear your thoughts
prior to writing. I've had a hard time clearing my thoughts in getting my ideas out.
I truly do take pleasure in writing however it just seems
like the first 10 to 15 minutes tend to be lost simply just
trying to figure out how to begin. Any recommendations or hints?
Thank you!
شنبه 6 اسفند 1390 07:36 ب.ظ
آدمیم!
عادت كردیم!
ولی من اینجوری نیستم ابدا!
شنبه 6 اسفند 1390 07:35 ب.ظ
آدمیم!
عادت كردیم!
ولی من اینجوری نیستم ابدا!
شنبه 6 اسفند 1390 01:39 ب.ظ
lمیگن قاضی ها همشون میرن جهنم.
. قاضی فقط اونی نیست که پشت میز محاکمه میشینه و حکم میده.
ما هم با این قضاوتا قاضی میشیم مگه نه؟
از کسایی که از موقعیتشون حالا هر چی که باشه سو استفاده میکنن متنفرم.
از اعتراضتون هم خوشم اومد. اما لطفا رو دیدگاهتون در مورد نگاه به آدما تجدید نظر کنین.آدما در مرحله اول آدم هستن.بعد میشن ....
بعدشم هر گردی گردو نیست.
مگه نه؟
سمیه سلام رویای عزیز. ممنونم بخاطر حضورت و نظر بسیار خوبی كه دادی
چهارشنبه 3 اسفند 1390 08:02 ب.ظ
عقل مردم به چششونه.واقعا نمیشه گفت که ظاهر میتونه باطنو نشون بده.حالا این حرف قدیمترا شاید(اونم فقط شااااااااااید) می تونست صدق کنه اما این دور و زمونه واقعا نمیشه قضاوت کرد.
سمیه سلام عزیزم
واقعا كیه كه ظاهر و باطنش واقعا یكی باشه ؟؟؟ حالا چه خوب باشه چه بد ؟؟؟؟
جمعه 28 بهمن 1390 03:00 ب.ظ

زنـدگـی ...



زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکـر کنی

زندگی، ارزش آنرا دارد که ببویی اش چوگل، که بنوشی اش چو شهد

زندگی، بغض فـروخورده نیست

زندگی، داغ جگـــر گـــوشه نیست

زندگی، لحظه دیدار گلــی خفته در گهــــواره است

زندگی، شوق تبسم به لب خشکیده است

زندگی، جـــرعه آبی است به هنگامه ظهـــر در بیابانی داغ

زندگی، دست نوازش به ســر نوزادی است

زندگی، بوسه به لبهای گلی است که به شوقت همه شب بیدارست

زندگی، شـــوق وصال یار است

زندگی، لحظه دیدار به هنگامـــه یاس

زندگی، تکیه زدن بر یــار است

زندگی، چشمه جــوشان صفا و پاکـــی است

زندگی، مـــوهبت عرضه شده بر من انسان خاکـــی است

زندگی، قطعه ســرودی زیباست که چکاوک خواند

که به وجدت آرد به ســــرشاخه امید و رجا

زندگی، راز فـروزندگی خورشید است

زندگی، اوج درخشندگـــی مهتــاب است

زندگی، شاخه گلی در دست است که بدان عشق سراپا مست است

زندگی، طعــم خوش زیستن است، شور عشقی برانگیختن است

زندگی، درک چرا بودن است، گام زدن در ره آسودن است

زندگی، مزه طعم شکلات به مذاق طفل است

به، چقدر شیـــرین است

زندگی، خاطــــره یک شب خوش، زیـــر نور مهتاب،

روی یک نیمکت چـــوبی سبـــز، ثبت در سینـــه است

زندگی، خانه تکانی است. هر از چندگاهی از غبار اندوه

زندگی، گـوش سپردن به اذان صبح است که نوید صبـح است

زندگی، گاه شده است خوش نیاید به مذاق

زندگی گاه شده است که برد بیراهم

زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد، رنگ خوبــــی دارد

زندگی را باید، قدر بدانیم همه
جمعه 28 بهمن 1390 01:01 ب.ظ
salam somaiea khanoom

گنجشک به خدا گفت، لانه ی کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم، سرپناه بی کسی، طوفان تو آن را ازمن گرفت کجای دنیای تو را گرفته بود؟؟ خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند آنگاه تو از کمین مار پر گشودی! چه بسیار بلاها که از تو به واسطه ی حکمتم دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم برخواستی!
azat mamnonam ke ma ro az yad nabordi
جمعه 28 بهمن 1390 12:28 ب.ظ
ازمتنات خیلی خوشم میاد
همین..........
جمعه 28 بهمن 1390 10:52 ق.ظ
جمعه 28 بهمن 1390 10:50 ق.ظ
گر بدین سان زیست باید پست ،
من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نیاویزم
بر بلند کاج خشک کوچه ی بن بست ؛
گر بدیسان زیست باید پاک ،
من چه ناپاکم اگر نشانم از ایمان خود ،
چون کوه ،
یادگاری جاودانه ، بر تراز بی بقای خاک .
جمعه 28 بهمن 1390 08:56 ق.ظ
سلام خوبی
چرا
جمعه 28 بهمن 1390 07:53 ق.ظ
سلام عزیزدلم...
اگر یادمان باشد که قضاوت کار ما نیست...خیلی مسائل حل می شود
پنجشنبه 27 بهمن 1390 10:09 ب.ظ
سلام
خوبی؟
پنجشنبه 27 بهمن 1390 07:20 ب.ظ
ظاهر آدما گاهی وقتا نشون دهنده باطنشون هست و گاهی وقتا هم نیست...خیلی سخته که بشه تشخیص داد. پس یا باید همه ما چشم باطنمون باز شه تا دیگه از روی ظاهر کسی قضاوت نکنیم!یا اینکه یه روزی مطمئن شیم که همه آدما ظاهر و باطنشون یکیه تا دیگه کسی به کسی شک نکنه! اما حالا که هیچ کدوم نمی شه شاید بهترین راه این باشه که اصلا قضاوت نکنیم!
پنجشنبه 27 بهمن 1390 12:48 ب.ظ

پُـز می دهیـم !



مد شده این روزها پز می دهیم

پیش هر کس، هر کجا پز می دهیم

جمعمان هر وقت کامل می شود

یا که می لافیم؛ یا پز می دهیم

کار ما اصلا همین پز دادن است

خوب و خوشحالیم تا پز می دهیم

واقعا خیلی سبک تر می شویم

چون که ریلکس و رها پز می دهیم

هیچ فرقی هم ندارد جای آن

در عروسی یا عزا پز می دهیم

چهره هامان ناز و خوشگل می شود

بس که با ناز و ادا پز می دهیم

یک نفس در خواستگاری هایمان

از سر صدق و صفا پز می دهیم

با نماز و روزه و اعمال هم

دور از چشم خدا پز می دهیم

با قیافه، لنز، مو، گوشی، لباس

روسری، عینک، طلا پز می دهیم

با عمو ها، عمه ها، هر کس که شد

دوست، فامیل، آشنا پز می دهیم

خال کوبی می کنیم ابروی خود

تازه آن هم تا به تا پز می دهیم

می خریم از بوفه ی دانشکده

کیک با کوکا کولا پز می دهیم

کاش این پزها کمی معقول بود

گاه خیلی نابجا پز می دهیم

خان عمومان برج دارد در ونک

ما ته یک روستا پز می دهیم

عمه ی داماد ما هر وقت که

می رود اسپانیا پز می دهیم

خاله رعنا رفته ویلای شمال

بعد ما در این هوا، پز می دهیم

سوپر استار است دختر عمه مان

او خودش نه بلکه ما پز می دهیم

در اتاق سی سی یو، زیر سرم

یا که در حال کما پز می دهیم

در خیابان، با لباس و کیف و کفش

با مگان و زانتیا پز می دهیم

این درست، اما نمی دانم به چی

توی استخر و سونا پز می دهیم

توی مهمانی که غوغا می کنیم

چون که با هم همصدا پز می دهیم

دائماً با امتیاز این و آن

مد شده این روزها پز می دهیم
پنجشنبه 27 بهمن 1390 11:48 ق.ظ

دل شکستن هنره تو این دوره زمونه...همه داریم می دویم تا بتونیم به چیزی که می خوایم برسیم...آخر کار

نگاه می کنیم می بینیم همه چیز داریم ولی تنهای تنهاییم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30