تبلیغات
احساس بارانی - خدا هست هنوز ...
 
درباره وبلاگ


ببخش باران....
ببخش ...
که تو می باری و ما شسته نمی شویم ....

مدیر وبلاگ : سمیه
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دریافت همین آهنگ
head>

دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
احساس بارانی
آخرین برگ سفرنامه ی باران این است که زمین چرکین است...




آسمان را بنگر، كه هنوز

 بعد صدها شب و روز

مثل آن روز نخست

گرم و آبی و پر از مهر، به ما می‌خندد !

یا زمینی را كه دلش از سردی شب‌های خزان

نه شكست و نه گرفت !

بلكه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید كشید

و در آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید

زیر پاهامان ریخت،

تا بگوید كه هنوز ، پر امنیت احساس خداست !

ماه من ، غصه چرا ؟!

تو مرا داری و من هر شب و روز،

آرزویم، همه خوشبختی توست!

ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن گفتن‌ها

كار آنهایی نیست، كه خدا را دارند

ماه من !

غم و اندوه، اگر هم روزی، مثل باران بارید

یا دل شیشه‌ای ات، از لب پنجره عشق، زمین خورد و شكست،

با نگاهت به خدا، چتر شادی وا كن

و بگو با دل خود، كه خدا هست، خدا هست هنوز!

او همانی ست كه در تارترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می داد .....

او همانی ست كه هر لحظه دلش می‌خواهد، همه زندگی‌ام، غرق شادی باشد ....

ماه من غصه اگر هست بگو تا باشد!

معنی خوشبختی،

بودن اندوه است .... !

این همه غصه و غم، این همه شادی و شور

چه بخواهی و چه نه! میوه یك باغند

همه را با هم و با عشق بچین

ولی از یاد مبر :

پشت هر كوه بلند، سبزه‌زاری ست پر از یاد خدا

و در آن باز كسی می‌خواند

كه خدا هست ، خدا هست هنوز





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 2 اسفند 1390 :: نویسنده : سمیه
نظرات ()
جمعه 17 شهریور 1396 01:23 ب.ظ
I have read so many posts on the topic of the blogger lovers except this article is in fact
a pleasant piece of writing, keep it up.
چهارشنبه 8 شهریور 1396 03:07 ق.ظ
Have you ever thought about adding a little bit more than just
your articles? I mean, what you say is important and all.
However think about if you added some great pictures or videos to give your posts more, "pop"!
Your content is excellent but with images and clips, this website could undeniably
be one of the very best in its field. Awesome blog!
سه شنبه 17 مرداد 1396 02:59 ق.ظ
This article will help the internet people for creating new blog
or even a blog from start to end.
جمعه 13 مرداد 1396 05:54 ق.ظ
I like it when folks come together and share opinions.
Great site, keep it up!
دوشنبه 9 مرداد 1396 06:55 ب.ظ
Hello there! This post could not be written any better!
Reading through this post reminds me of my good old room mate!
He always kept chatting about this. I will forward this post to him.
Pretty sure he will have a good read. Thank you for sharing!
دوشنبه 12 تیر 1396 06:51 ق.ظ
Hello there, I discovered your site via Google whilst searching for a comparable matter, your web site got
here up, it appears great. I've bookmarked it in my google bookmarks.

Hello there, simply become alert to your weblog via Google, and
located that it's truly informative. I am gonna be careful for brussels.
I will be grateful in case you proceed this in future.
A lot of people can be benefited out of your writing. Cheers!
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 03:36 ب.ظ
I will immediately seize your rss feed as I can not in finding
your email subscription hyperlink or e-newsletter service.

Do you've any? Kindly let me recognise in order that I
could subscribe. Thanks.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 04:16 ق.ظ
I constantly spent my half an hour to read this weblog's posts every day along with a cup of coffee.
پنجشنبه 25 اسفند 1390 11:08 ق.ظ
سلام شعر زیبایی بود . با اجازتون من این شعر را تو وبلاگم گذاشتم . خوشحال میشم به وب من هم سر بزنین.
سمیه خواهش میكنم عزیزكم
جمعه 12 اسفند 1390 07:14 ب.ظ
بازی هر روزه مان بود ،
من و تو: گرگم و گله میبرم.
تو و من:چوپون دارم نمیزارم.
یادم لبریز تنفر از تصویر مبهم پسرکی است
که کاش چوپانم نبود.
نبود و تو میبردی مرا.
نبود و من می بردم تو را.
کجایی؟
باد ما را برد.
در کدام جنگل ،گرگی؟
در کدام چمنزار گوسفند؟
من اینجایم،
چوپان خاطره هایی که شعر می شود به یاد تو

جمعه 12 اسفند 1390 07:13 ب.ظ

آرزویم برایت این است :
در میان مردمی که می دوند برای <زنده بودن>
آرام قدم برداری برای <زندگی کردن>


شنبه 6 اسفند 1390 08:41 ب.ظ
سلام دوست عزیز متسفانه ما فیلتر شدیم لطفا در قسمت پیوندها به ادرس ما یک 2 اضافه کنیدچون ادرس ما تعقیر کرده است لطفا در قسمت امتیاز بالای صفحه به ما امتیاز بدید تاشاید دوباره در گوگل محبوب شدیم
شنبه 6 اسفند 1390 07:33 ب.ظ
و بگو با دل خود، كه خدا هست، خدا هست هنوز!
شنبه 6 اسفند 1390 03:20 ب.ظ

دنیـای بی خـدا ؟!(1)



آغاز با خدا
پایان بی خدا
پیدا نمی کند

سیگار زندگی
در زیر پای مرگ
فانی نمی شود

در زندگی سقوط
راحت تر از صعود
انجام می شود

در برکه سیاه
نیلوفر سفید
لبخند می زند

جراحی دماغ
پر مشتری تر از
جراحی دل است

در چشمهای تو
دریای بیکران
در گل نشسته است

از این همه گناه
تنها به عاشقی
اقرار می کنم

یک تک درخت پیر
با جابجا شدن
خشکیده می شود

یک کاج بی خبر
باضربه تبر
بیدار می شود

در دست بی خبر
هرگز کسی خبر
پیدا نمی کند

با این همه خدا
دنیای بی خدا
باور نکردنی است

از ناخدا شدن
تا با خدا شدن
بسیار فاصله است

هر شک به ابتدا
با شک به انتها
همراه می شود

تغییر سرنوشت
از حدس سرنوشت
همواره بهتر است

در لحظه ی کمال
سرتاسر جهان
بی نقص و کامل است

خوشبختی از قضا
با بخشش و عطا
تکثیر می شود

با صد ورق دروغ
تاریخ آدمی
ناقص نمی شود

بی ساغر سکوت
انسان به معرفت
نایل نمی شود

در دفتر حیات
زیباترین رموز
در بخش خلقت است

بی رنج اشتباه
انسان به اکتشاف
هرگز نمی رسد

در پازل جهان
یک قطعه ی بزرگ
همواره غایب است

در پیش روی شمع
هر تکه آینه
یک شمع روشن است

تدبیر غربیان
با عشق شرقیان
ترکیب می شود

هر شعر تازه ای
با حرف تازه ای
آغاز گشته است

یک هسته ی درخت
در ظرف کوچکی
بالغ نمی شود

پنهان ترین درون
با دیده ی خرد
شفاف و روشن است

در شهر زندگی
اصل همیشگی
اصل تفاوت است

در شهر بی صدا
افکار هر کسی
مانند دیگری ست

با خواب یک شبان
دارایی دهی
بر باد می رود

در درگه خدا
تاخیر در امور
هرگز نبوده است

با قهر آفتاب
سیاره ی زمین
پوشیده از یخ است

هر گز سمندری
در آتش درون
جولان نمی دهد

از اولین اذان
تا آخرین نماز
یک عمر فاصله ست

هر اشک آسمان
در جستجوی گل
از دیده جاری است

در اوج آسمان
آرامش بزرگ
همواره حاکم است

در قله های سخت
انسان به آسمان
نزدیک می شود
شنبه 6 اسفند 1390 01:06 ب.ظ
در چیزی از خدا خواستن باید مانند کودکی باشی که شب را به راحتی می خوابد
چون اطمینان دارد که صبح چیزی را که از پدرش خواسته آماده است
سمیه بسیار بسیار زیبا بود.مرسی عزیز دلم
شنبه 6 اسفند 1390 11:37 ق.ظ
پشت آن پنجره ی رو به افق،
پشت دروازه ی تردید و خیال
لا به لای تن عریانی بید،
من در اندیشه ی آنم که تو را،
وقت دلتنگی خود دارم و بس
شنبه 6 اسفند 1390 11:36 ق.ظ
بالهایمان را آویخته ایم به جالباسی
عادت کرده ایم به زمین
زمین جای گرم و نرمیست
چه خیال اگر چشمهایمان را خواب
چه خیال اگر دلهایمان را آب برده است!...........
شنبه 6 اسفند 1390 08:52 ق.ظ
خداوند کلیدهای گنجینه های خویش را در دستان تو گذاشته است چرا که به تو اجازه داده است که از او بخواهی. پس هرگاه بخواهی می توانی درهای نعمتش را با دعا بگشایی و ریزش باران رحمتش را طلب کنی
شنبه 6 اسفند 1390 08:50 ق.ظ
سلام سمیه جان ممنون عزیز اومدی ولینك كردی منم شما روبا افتخار لینك كردم
شنبه 6 اسفند 1390 07:53 ق.ظ

جمعه 5 اسفند 1390 08:45 ب.ظ
سلام دوست عزیز دکتر شریعتی همچین حرفی نزده چون خودش ذوب در ولایت بود
جمعه 5 اسفند 1390 05:53 ب.ظ
مرسی سمیه جونم از اینکه اومدی به وبم سر زدی و یه معذرت خواهی زیاد واسه اینکه دیر اومدم بهت سر زدم مطلبت خیلی قشنگه ای کاش هممون به این یقین برسیم که چه اتفاق بد بیفته و چه اتفاق خوب هنوز خدا هست ...
پنجشنبه 4 اسفند 1390 09:19 ب.ظ
سلام سمیه جان وبلاگت خیلی زیباست مطالبشم عالیه خوشحال میشم به منم یه سری بزنی عزیزم
سمیه سلام مهدیه عزیزم.
با افتخار این كار رو میكنم
پنجشنبه 4 اسفند 1390 07:46 ب.ظ
سلام وب خوبیه وقت کردی به من هم سری بزن راستی من لینکت کردم اگه خواستی منو با عنوان kobe bryant و آدرس http://basketballfan.blogfa.com بلینک
یا علی
سمیه سلام میلاد عزیز.
به روی چشم
پنجشنبه 4 اسفند 1390 06:28 ب.ظ
سلام سمیه جان من لینکت کردم.تو هم منو به اسم منو-مهدی لینک کن.مرسی.بای.
سمیه حتما عزیزم
پنجشنبه 4 اسفند 1390 11:54 ق.ظ
رهـگـذار عشــق......


یـاد ازآنـروزی کـه بـا عشـق آمـدم بـه سـوی تو
تـاروپـودم شـده بـود مسـت وخــراب ازبـوی تو
آنهمـه نـازنگـاه چهـره ات را هـرچـه مقیـاس کنم
نبـود بیش بـه زیبـایی آن قـوس کمـان ابـروی تو
هـرزمـان طرف نگاهم تازه شد برای شـوق دیـدنت
سـرمـه دیده من سرشتـه بود از گِـلِ خاک کوی تو
گربه محـراب روم هرسحرو ظهـر و عشایم به نمـاز
همـه جمع خاطرمن شدمتمایـل بهرآن گیسوی تو
عطـرگل های بهـاری هر چقدر باشند معطربه مشام
نـرسند بپـای آن عطـردل انگیـز تن خوشبـوی تو
یـوسف مصـرکه زیبا تـر از او زاده نشـد پیامبـری
ابـروانش شـد تـراز مایـل به میزان رخ دلجوی تو
کار بهـزاد کـه دررهگـذرعشـق بشد بی فـرجام
هیچ فسـونی نگرفتش بجـز چشم پراز جـادوی تو

بهـزاد ابـراهیمی ( ب. ا. پویـا )
پنجشنبه 4 اسفند 1390 12:31 ق.ظ
سلام.من از وب شما لذت بردم م مایلم با شما تبادل لینک کنم.به وب من سر بزنید اگر مایل بودید خبرش را برام بفرستید تا سریع شما را لینک کنم.
منتظرتون هستم.
یادتون نره.
سمیه سلام حسین عزیز
ممنون از حضورت و نظرت
حتما
چهارشنبه 3 اسفند 1390 07:32 ب.ظ
تو راست میگی.
ممنونم
چهارشنبه 3 اسفند 1390 05:41 ب.ظ
سلام
وبتون خیلی زیباست همچنین متناتون جالبه
موفق باشید دوست عزیز دوست داشتی پیش منم بیا
چهارشنبه 3 اسفند 1390 03:32 ب.ظ
خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30