تبلیغات
احساس بارانی - عكس ...
 
درباره وبلاگ


ببخش باران....
ببخش ...
که تو می باری و ما شسته نمی شویم ....

مدیر وبلاگ : سمیه
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دریافت همین آهنگ
head>

دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
احساس بارانی
آخرین برگ سفرنامه ی باران این است که زمین چرکین است...




دختر جوانی كه تازه ازدواج كرده بود برای انجام یك ماموریت اداری چند ماهه از مكزیك به آرژانتین منتقل می شود . پس از گذشت چند ماه نامه ای از نامزد مكزیكی خود به این مضمون دریافت می كند :

لورای عزیزم ، متأسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدهم و باید بگویم که دراین مدت ده بار به تو خیانت کرده ام !!! می دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم. من را ببخش و عکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست .

باعشق : روبرت ....

دخترجوان از رفتار ناشایست نامزدش بشدت رنجیـده خاطر می شود . بهمین دلیل ازهمه همکاران و دوستانش می خواهد عکس نامزد ، برادر، پسرعمو، پسردایی و سایر اقوام خودشان را به او قرض بدهند . بعد همه آن عکس ها را که زیاد هم بودند با عکس روبرت، نامزد بی وفایش، دریک پاکت گذاشته و همراه با یادداشتی به متن زیر برایش پست می كند :  

روبرت عزیز، مرا ببخش، اما هر چه فکر کردم قیافه تو را به یاد نیاوردم . لطفاً عکس خودت را ازمیان عکسهای توی پاکت جدا کن و بقیه رابه من برگردان .....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 7 فروردین 1391 :: نویسنده : سمیه
نظرات ()
دوشنبه 16 مرداد 1396 11:38 ب.ظ
Sweet blog! I found it while browsing on Yahoo News.
Do you have any tips on how to get listed in Yahoo News?
I've been trying for a while but I never seem to get there!
Thanks
جمعه 13 مرداد 1396 10:25 ق.ظ
I like the helpful information you provide
in your articles. I'll bookmark your weblog and take a
look at again here regularly. I'm fairly sure I will learn plenty of new stuff right right here!
Best of luck for the following!
شنبه 7 مرداد 1396 02:09 ب.ظ
We're a bunch of volunteers and opening a new scheme in our community.

Your website offered us with helpful info to work on. You've performed a
formidable process and our entire community might be thankful to you.
شنبه 7 مرداد 1396 05:29 ق.ظ
I loved as much as you'll receive carried out right
here. The sketch is attractive, your authored subject matter stylish.

nonetheless, you command get bought an shakiness over that you
wish be delivering the following. unwell unquestionably come
more formerly again as exactly the same nearly very often inside
case you shield this increase.
جمعه 6 مرداد 1396 10:57 ب.ظ
This design is wicked! You definitely know how to keep a reader
amused. Between your wit and your videos, I was almost moved to start my own blog (well, almost...HaHa!) Great job.
I really loved what you had to say, and more than that, how you presented it.
Too cool!
پنجشنبه 22 تیر 1396 04:09 ق.ظ
Wow, wonderful blog layout! How lengthy have
you ever been blogging for? you make blogging look easy.
The overall glance of your web site is great, as well as the content!
چهارشنبه 14 تیر 1396 01:40 ب.ظ
Fastidious respond in return of this difficulty with
genuine arguments and explaining the whole thing about that.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 06:01 ق.ظ
My developer is trying to persuade me to move to .net from PHP.

I have always disliked the idea because of the costs.
But he's tryiong none the less. I've been using WordPress on a variety of websites for about
a year and am concerned about switching to another platform.
I have heard very good things about blogengine.net. Is there a way I can import all my
wordpress content into it? Any help would be really appreciated!
یکشنبه 20 فروردین 1391 03:29 ب.ظ
خیلی باحال بود دمش گرم
سه شنبه 15 فروردین 1391 04:38 ب.ظ
____________@__@@_____@
____________@@_@__@_____@
___________@@@_____@@___@@@@@
__________@@@@______@@_@____@@
_________@@@@_______@@______@_@
_________@@@@_______@@______@_@
_________@@@@_______@_______@
_________@@@@@_____@_______@
__________@@@@@____@______@
___________@@@@@@@______@
__@@@_________@@@@@_@
@@@@@@@________@@_____
_@@@@@@@_______@_____
__@@@@@@_______@@_____
___@@_____@_____@_____
____@______@____@_____@_@@
_______@@@@_@__@@_@_@@@@@
_____@@@@@@_@_@@__@@@@@@@
____@@@@@@@__@@______@@@@@
____@@@@@_____@_________@@@
____@@_________@__________@
_____@_________@_____
_______________@_____
____________@_@_____
_____________@@_@_____
______________@@_____
_______________@__
سه شنبه 15 فروردین 1391 02:03 ب.ظ
سلام. چقدر خونسرد. دمش گرم.
سمیه آره ...
واقعا ....؟؟؟؟
یکشنبه 13 فروردین 1391 07:53 ب.ظ
اعترافات (1)

- اعتراف می کنم که: به این سن که رسیدم هنوز وقتی می خوام از در خونه برم بیرون اگه جورابم سوراخ باشه عوضش می کنم با این فکر که اگر تصادف کردم و آمبولانس اومد و منو گذاشتن رو برانکارد و مردم دورم جمع شدن سوراخ جورابم ضایع نباشه...

- اعتراف می کنم که: امشب بعد از 1 سال به این معما پی بردم که آقاجونم مسواکش رو کجا قایم می کنه که من نمی بینم. بارها دیدم که داره مسواک می زنه اما به محض اینکه بعدش می رم مسواک بزنم مسواکش غیب می شه. خب زیاد پیچیده نیست از مسواک من استفاده می کرده!

- اعتراف می کنم که: هفته قبل یکی از فامیل هامون اومده بود ایران و اصلا فارسی بلد نبود. من رو برد که از سوپرمارکت سر کوچه سیگار بگیریم. منم گفتم آقا یه بسته سیگار کنت با یک دونه اسپری مو بدید. بنده خدا پرسید این چیه؟ منم خیلی خونسرد گفتم این جایزه سیگاره!

- اعتراف می کنم که: اولین باری که ویندوزم پرید من کل سیستم از مانیتور گرفته تا موس رو بردم شرکت تا برام ویندوز عوض کنند. بی معرفت ها بهم نگفتند که فقط باید کیس رو بیارم. این کار یه دو سه بار دیگه هم تکرار شد!

- اعتراف می کنم که: تو اسباب کشی همسایه مون من نشسته بودم پشت وانت یه طرفم گلدونشون بود یه طرف هم تلویزیون. ماشین که رفت تو چاله من گلدونه رو محکم گرفتم و تلویزیونه پخش شد کف آسفالت!

- اعتراف می کنم که: تا سن 13-12 سالگی با روسری می نشستم جلو تلویزیون مخصوصا از ایرج طهماسب خیلی خجالت می کشیدم. زیاد می خندید، فکر می کردم بهم نظر داره.

- اعتراف می کنم که: بچه که بودم خیلی وراج بودم. برای همین تا از مدرسه می اومدم همه خودشون رو به خواب می زدن.

- اعتراف می کنم که: رفته بودم واسه امتحان رانندگی، خیلی هم استرس داشتم. نوبت من که شد افسر بهم گفت دنده عقب برو. من هم که کلی هول شده بودم به جای اینکه دستم رو بذارم پشت صندلی و برگردم عقب رو نگاه کنم دستم رو انداختن پشت گردن افسر و محکم داشتم می کشیدمش طرف خودم!

- اعتراف می کنم که: اولین باری که رفتم کارواش من هم همراه کارگرها داشتم ماشین رو می شستم که مسئول کارواش اومد خجالت زده جمعم کرد! خوب چی کار کنم فکر کردم زشته اونا ماشین من رو بشورن و من وایستم نگاه کنم.
شنبه 12 فروردین 1391 06:22 ب.ظ
سلام سمیه جان.دیگه به ما سر نمیزنیااااااا.پیشاپیش سیزده به درتون مبارک گلم.
شنبه 12 فروردین 1391 12:39 ب.ظ
عشق یعنی:دمپایی هاشو گرم کردن(خودت داری یخ میزنی بعد بخوای یه چیزه دیگه رو هم گرم کنم!!)
عشق یعنی:سر کنترل تلویزیون دعوا نکنیم
عشق یعنی:گذاشتن یک یادداشت عاشقانه در جیب لباسش(که گاهی اوقات واسش دردسر درست میشه)
عشق یعنی:تلفن و دم دست گذاشتن و منتظر تماسش بودن(اگه زنگ نزنه می کشمش .اینجوریه دیگه آره؟!)
عشق یعنی:دیونه شدن
عشق یعنی:شب و روز به فکره اون بودن(بعد شباش خواب وحشتناک دیدن و گریه کردن)
عشق یعنی:تو کلاس به دیشب فکر کنی و بخندی تا همه بفهمن که عاشق شدی
عشق یعنی:تو زمستون وسط برفا بغلش کنی و یه ماچه آبداراش کنی
عشق یعنی:زیر بارون منتظرش موندن(تا شکله یه موشه آب کشیده شی)
عشق یعنی:چیزی که گرما و سرما سرش نمیشه
عشق یعنی:ای بابا این عشقم ما رو ول نمیکنه
بابا عاشق بابا دیونه چقدر عاشقی ؟؟!!! چقدر عشقتو دووووووست داری؟؟!!
شنبه 12 فروردین 1391 12:33 ق.ظ
یارو میره سمعک بخره قروشنده میگه: همه جوره شو داریم هزار تومنی تا 100 هزار تومنی.
یارو میگه هزار تومنی چطور کار میکنه؟
فروشنده میگه : این اصلا کار نمیکنه فقط چیزی که هست وفتی مردم اونو می بینن بلندتر حرف می زنند.

عیدت مببببببببببببببببببببببببببارک
سمیه خیلی با حال بود
مرسی
جمعه 11 فروردین 1391 03:26 ب.ظ
سخنـان نــاب و پرمعنــای زنـدگی (2)


هیچ انتظاری از کسی ندارم!
و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !
مسئله، خستگی از اعتمادهای شکسته است

برای زنده ماندن دو خورشید لازم است؛
یکی در آسمان و یکی در قلب ...

در جستجوی قلبِ زیبا باش نه صورتِ زیبا
زیرا هر آنچه زیباست همیشه خوب نمی ماند
امـا آنچه خوب است همیشه زیباست ...

هیچ وقت رازت رو به کسی نگو؛
وقتی خودت نمیتونی حفظش کنی،
چطور انتظار داری کس دیگه ای برات راز نگه داره؟

هیچ انسانی دوست نداره بمیره !
اما همه آرزو میکنن برن به بهشت.
اما، یادمون میره که برای رفتن به بهشت اول باید مرد ...

از 3 نفر هرگز متنفر نباش :
فروردینی ها، مهری‌ها، اسفندی ها
چـون بهتـرین هستند

سه نفر را هرگز نرنجون :
اردیبهشتی ها، تیری ها، دی ـی ها
چـون صادق هستند

سه نفر رو هیچوقت نذار از زندگیت بیرون برن :
شهریوری‌ ها، آذری‌ ها، آبانی ها
چـون به درد دلت گوش میدهند

سه نفر رو هرگز از دست نده :
مرداد ـی ها، خرداد ـی ها، بهمن ـی ها
چـون دوست ِ واقعی هستند

زیباترین عکس ها در اتاق های تاریک ظاهر می ‏شوند؛
پس هر موقع در قسمتی تاریک از زندگی قرار گرفتی،
بدان که خدا می‏ خواهد تصویری زیبا از تو بسازد.

نتیجه زندگی، چیزهایی نیست که جمع میکنیم
بلکه قلبهایی است که جذب میکنیم



عجیب لست که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم؛
بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری !
بعد از چند روز به دوستی
بعد از چند ماه به همکاری
بعد از چند سال به همسایه ای ...
اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم !
دیگر وقت آن رسیده که اعتمادی فراتر آنچه می بایست را به او ببخشیم.
او که یگانه است و شایسته ...
پنجشنبه 10 فروردین 1391 11:46 ب.ظ
سلام خیلی عالی بود مرسی۰
پنجشنبه 10 فروردین 1391 11:44 ب.ظ
سلام خیلی عالی بود مرسی۰
پنجشنبه 10 فروردین 1391 07:13 ب.ظ
طرف پیاز سرخ میکنه بوی ماهی بره بعد اسفند دود میکنه بوی پیاز بره بعد پنجره باز میزاره بوی اسفند بره !
تازه کلی هم خوشحاله از این ابتکارش!
کسی هست که جوابم رو بده؟؟؟
اگه با تبادل لینک موافقی خبر بده؟
پنجشنبه 10 فروردین 1391 02:15 ب.ظ
با یکی از بهترین کلیپ های پارکور ایران از یکی از بهترین فریرانر های جهان به نام بهمن اپم
پنجشنبه 10 فروردین 1391 02:03 ب.ظ
سخنـان نــاب و پرمعنــای زنـدگی (1)

در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست،
پس برخیز تا چنین مردمی بگریند ...

درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند
مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند

نصف اشباهاتمان ناشی از این است که
وقتی باید فکر کنیم، احساس می کنیم
و وقتی که باید احساس کنیم، فکر می کنیم

سر آخر، چیزی که به حساب می آید تعداد سالهای زندگی شما نیست
بلکه زندگی ای است که در آن سالها کرده اید

همیشه در زندگیت جوری زندگی کن که
"ای کاش"
تکیه کلام پیریت نشود

چه داروی تلخی است وفاداری به خائن،
صداقت با دروغگو،
و مهربانی با سنگدل ...

مشکلات امروز تو برای امروز کافی ست،
مشکلات فردا را به امروز اضافه نکن ..

اگر حق با شماست، خشمگین شدن نیازی نیست
و اگر حق با شما نیست، هیـچ حقی برای عصبانی بودن ندارید ...

ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها،
اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین چگونه زندگی کنیم

فریب مشابهت روز و شب‌ها را نخوریم
امروز، دیروز نیست
و فردا امروز نمی‌شود ...

یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود
به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست ...

زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور
و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان

برای دوست داشتن وقت لازم است،
اما برای نفرت
گاهی فقط یک حادثه یا یک ثانیه کافی است.
.
گاه در زندگی، موقعیت هایی پیش میآید که انسان
باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد.

به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد
اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: "مگه کوری؟"

مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی،
بدان که زندگی می کنی ...
پنجشنبه 10 فروردین 1391 12:31 ب.ظ
سلام
امیدوارم که سال خوبی رو شروع کرده باشی .
پنجشنبه 10 فروردین 1391 11:06 ق.ظ
سلام زیبا بود .................
پنجشنبه 10 فروردین 1391 11:06 ق.ظ
سلام دوست عزیزم خوبی.....سال نو بر شما مبارک.........من با یه پست جدید آپم...........خوشحال می شم یه سر به وبم بیایی...........و نظرت را در مورد آپم بگی...........منتظرم............
پنجشنبه 10 فروردین 1391 12:46 ق.ظ
می توان تنها شد
می توان زار گریست
می توان دوست نداشت و دل عاشق آدم ها را ، زیر پا له کرد !
می توان چشمی را ، به هیاهوی جهان خیره گذاشت
می توان صدها بار ، علت غصه دل را فهمید !
می توان ....
می توان بد شد و بد دید و بد اندیشه نمود
آخرش هم تنها ، می توان تنها رفت
با جهانی همه اندوه و غم و بدبختی ...
یادگاری ؟! همه جا تلخی و سردی و غرور
فاتحه ؟! خوب شد رفت ! عجب آدم بدخلقی بود !!!
ولی ای کودک زیبای دلم ، آن ور سکه تماشا دارد :
شهری از مردم آبی سرشار ، آسمانش و زمین ، عین آن شهر
ولی
من و تو با همه ی آدم هاش ، غرق احساس غروریم به عشق !
دل هر آدم عاشق که شکست دل ما می شکند !
همه جا لبخند است و زمین ، مفتخر است به تن سبزی که
ضرب گام من و تو ، بر دلش می پیچد
من و تو خوشبختیم ، ما خدا را داریم
ما غم چلچله را ، وقت بوسیدن دستان بهار
مثل یک شعر قشنگ ، از دلش می خوانیم
ما به باران گفتیم : که کمی آهسته ! غنچه پاک دعا در خواب است
او قرار است که روزی ، روی اندیشه و ایمان ،
بین احساس شکوفایی و آرامش دل
تا دم پنجره سبز خدا ، سبز شود
چهارشنبه 9 فروردین 1391 05:40 ب.ظ
سلام دوست عزیزم خوبی.....سال نو بر شما مبارک.........من با یه پست جدید آپم...........خوشحال می شم یه سر به وبم بیایی...........و نظرت را در مورد آپم بگی...........منتظرم............
سه شنبه 8 فروردین 1391 11:29 ب.ظ
بیت های پر رنگ را که یادتان می آید؟
سمیه بـــــــــــــله حتما
خطاب به او ........
سه شنبه 8 فروردین 1391 03:17 ب.ظ
▒▒▒▒▒▒▒██▒▒▒▒███▒▒▒▒██
▒▒▒▒▒▒█▓▓█▒██▓▓▓██▒█▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▒▒▓█▓▓▓▓▓▓▓█▓▒▒▓█
▒▒▒▒▒█▓▒▒▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▒▒▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓█▓▓▓▓▓▓█▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓██▓▓▓▓▓██▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▒▒█▓█▒▒▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▓▒▒▓▒▒███▒▒▓▒▒▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▓▒▒▓▒▒▒█▒▒▒▓▒▒▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▒▒▒▒▒▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓███▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓█
▒▒▒▒█▓▓▓█▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓█▓▓▓█
▒▒██▓▓▓█▓▒▒▒██▒██▒▒▒▓█▓▓▓██
▒█▓▓▓▓█▓▓▒▒█▓▓█▓▓█▒▒▓▓█▓▓▓▓█
█▓██▓▓█▓▒▒▒█▓▓▓▓▓█▒▒▒▓█▓▓██▓█
█▓▓▓▓█▓▓▒▒▒▒█▓▓▓█▒▒▒▒▓▓█▓▓▓▓█
▒█▓▓▓█▓▓▒▒▒▒▒█▓█▒▒▒▒▒▓▓█▓▓▓█
▒▒████▓▓▒▒▒▒▒▒█▒▒▒▒▒▒▓▓████
▒▒▒▒▒█▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓█▓█▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓█▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒████▓▓▓▓▓█▓▓▓▓▓████
▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓▓█▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓█▒█▓▓▓▓▓▓▓▓█
سه شنبه 8 فروردین 1391 11:33 ق.ظ
شیر نری دلباخته ی آهوی ماده شد .
شیر نگران معشوق بود و می ترسید بوسیله ی حیوانات دیگر دریده شود .
از دور مواظبش بود ...
پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را می نگریست ، شیری را دید که به آهو حمله کرد . فوری از جا پرید و جلو آمد .
دید ماده شیری است . چقدر زیبا بود ، گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت .
با خود گفت : حتما گرسنه است . همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد .
و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو خورده شد ...
نتیجه اخلاقی : هیچ وقت به امید معشوق تون نباشید !! و در دنیا رو سه چیز حساب نکنید اولی خوشگلی تون دومی معشوق تون و سومی را یادم رفت . اها اینکه تو یاد کسی بمونید وقتی لازمه

سه شنبه 8 فروردین 1391 11:12 ق.ظ
سلام خیلی جالب بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30