تبلیغات
احساس بارانی - شهری با دو حرف .....
 
درباره وبلاگ


ببخش باران....
ببخش ...
که تو می باری و ما شسته نمی شویم ....

مدیر وبلاگ : سمیه
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دریافت همین آهنگ
head>

دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
احساس بارانی
آخرین برگ سفرنامه ی باران این است که زمین چرکین است...




اینجا كجاست ؟؟؟؟

شهری كه  مردمش نجابتت را به چادرت  می بینند و اعتمادشان را در چهره ساده و آرایش نكرده ات ....

شهری كه نماد ایمانشان انسانهای همه كاره ای هستنند كه با ظاهر به اصطلاح فرهیخته شان به رنجت می آورند ....

شهری كه مردمش برای كمك به اهالی غزه و لبنان سر و دست می شكنند اما كسی برای زنان خیابانی شهر چاره ای نمی اندیشد.

شهری كه رفاه و تفریح معنایی ندارد و همه خیابان هایش پر شده از ساختمانهای بلندی كه من و تو خمس مالمان را می دهیم و آنها برای دین !!!! برج می سازند .....

مگر پیامبر كوخ نشین نبود پس چرا حالا كاخ نشین ها راهیان پیامبر شده اند ؟؟؟

مگر پیامبر پیامبری اش را با كمك به ایتام نشان نمی داد ؟؟ پس چرا حالا دور و بر كلاس های حو*زوی پر شده از بچه های مستمندی كه كتابشان را كنار ترازویشان گذاشته اند و ملتمسانه نگاهت می كنند اما نوچه مبل*غین دین بی تفاوت از كنارشان دوان دوان می گذرند تا به كلاس بعدی آ *یت * ا*له  فلان برسند ؟؟؟

راستی فراموش نكرده ای كه .......

 من و تو به بهشت می رویم چون دین داریم (دینداریم !!! )و چادر و مقنعه و روسری سرمان می كنیم و ریش می گذاریم ولی زنها و مردهای اروپایی اگر چه گاهی مخترع و مكتشف شده اند و شاید رنج دیده اند تا من و تو در آسایش باشیم ، اما جهنم میروند ...

فراموش نكرده ای كه .....

 سر*ان كشور ما خوبند ولی سر*ان كشور ژاپن با اینكه بعد از سونامی از مردمشان بخاطر وجود حداقل امكانات صادقانه عذر خواستند اما جهنمی اند ....

فراموش نكرده ای كه ؟؟ ثواب دارد كه به چشمان یك دختر جوان بذله كرده نگاه كنی یا دنبالش راه بیافتی و بلند بلند ارشادش كنی  اما گناه است با او به قصد رفاقت در خیابان ها قدم بزنی ....

فراموش نكرده ای كه ؟؟ اگر سفیر و راهنمای دین بودی و لباس بلندی پوشیدی حتما علی و فاطمه به بهشت می برندت اما اگر موهای فشن كرده داشتی و بلوتوثت در گوشش صدا می كرد جایت در اعماق جهنم است ...

یادت باشد از بعضی آدمهای این شهر رفاهیات و مكان شاد نخواهی .... اینجا فقط باید دنبال كلاس های دینی بروی

یادت باشد از بعضی آدمهای این شهر طلب شادی نكنی؟؟؟  اینجا فقط برای سوگواری ساخته شده

یادت باشد از بعضی آدمهای این شهر نرنجی؟؟   اینها راهنمایان من و تواند و كاملا معصوم

یادت باشد همین آدم ها اگر جلویت پیچیدند یا توی هیچ صفی نیاستادند یا چراغ قرمز رد كردند یا خیابان یك طرفه رفتنند یا هر كار دیگری كردند ، نباید اعتراض كنی... آنها مبل*غین دین اند و البته غیر قابل جریمه شدن ....

 

 پی نوشت:

امروز صبح زود شخصی به موبایلم  sms زد و خواستار یك كپی از مداحی دیشبم شد ؟

متوجه شدم كه اشتباه فرستاده و جوابش رو ندادم . یك ساعت بعد زنگ زد . خودش متوجه شد كه به یك خانم sms زده، معذرت خواست و قطع كرد. اما حالا حدودا هر یك ساعت زنگ می زنه و میگه : وای ببخشید مجدد اشتباه گرفتم !!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : سمیه
نظرات ()
شنبه 18 شهریور 1396 02:52 ق.ظ
First off I want to say superb blog! I had
a quick question which I'd like to ask if you do not mind.
I was interested to know how you center yourself and clear your head before writing.
I have had trouble clearing my mind in getting
my ideas out. I truly do enjoy writing but it just seems like
the first 10 to 15 minutes are usually wasted simply just trying to
figure out how to begin. Any ideas or tips? Cheers!
جمعه 6 مرداد 1396 11:19 ب.ظ
Wow, this post is pleasant, my younger sister is analyzing these things,
thus I am going to inform her.
چهارشنبه 21 تیر 1396 11:00 ب.ظ
My spouse and I absolutely love your blog and find most of your
post's to be exactly I'm looking for. can you offer guest writers to write content in your case?
I wouldn't mind composing a post or elaborating on most of the subjects you write regarding here.

Again, awesome website!
چهارشنبه 21 تیر 1396 07:45 ب.ظ
If you desire to grow your familiarity just keep visiting this site and be
updated with the latest news update posted here.
جمعه 16 تیر 1396 05:33 ق.ظ
These are actually wonderful ideas in concerning blogging.

You have touched some fastidious points here. Any way keep
up wrinting.
چهارشنبه 7 تیر 1396 10:34 ب.ظ
Howdy! This article could not be written any better!
Reading through this post reminds me of my previous roommate!
He continually kept preaching about this. I most certainly
will send this article to him. Pretty sure he'll have
a great read. I appreciate you for sharing!
سه شنبه 2 خرداد 1396 03:46 ق.ظ
I loved as much as you will receive carried out right here.
The sketch is tasteful, your authored subject matter stylish.
nonetheless, you command get bought an edginess
over that you wish be delivering the following.
unwell unquestionably come further formerly again as exactly the same nearly a lot often inside case you shield this increase.
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 06:05 ب.ظ
Thanks for the marvelous posting! I really enjoyed reading it, you happen to
be a great author.I will be sure to bookmark your blog and may
come back sometime soon. I want to encourage one to continue your great work, have
a nice evening!
پنجشنبه 31 فروردین 1396 04:11 ق.ظ
Wonderful work! This is the type of information that are
meant to be shared across the net. Shame on the
search engines for now not positioning this publish upper!

Come on over and visit my site . Thank you =)
چهارشنبه 10 خرداد 1391 11:28 ق.ظ
" مرداب، بوسه بر لبهای نیلوفر می زند چرا که می داند نیلوفر، تنها شریک بی کسی اوست و با تمامی زیبایی هایش، هر لحظه قصه ی عشق را در گوش مرداب، زمزمه می کند و مرداب اگر هنوز زنده است، امیدش به نیلوفر است...
تو مرداب نیستی ! دریایی ... و من حتی سزاوار نبودم که نیلوفرت باشم .
من ماهی کوچکی بودم در اعماق دل دریاییت و دریا، کی خبر از دل ماهی کوچکی چون من دارد "
----------------------

سلام با ارزوهایم آپم گلم

یکشنبه 7 خرداد 1391 09:41 ق.ظ
قلبم برای تو ؛

ای وسعت قدم های باران ،

ای پاکی ات به اندازه شبنم اشکی روی

گونه هایم ،

برای تو که بی تو منی وجود ندارد...

salam somaye jon are azizam senam va tamam moshakhasat porofaylam sahih va kamele ahanget khyli aramesh bakhsh khatere angize mamnonetam dost khobe khodam vase hamin sadr jadval linkaiii
جمعه 5 خرداد 1391 03:49 ب.ظ
باران باش هیچكس تكراری نیست هروقت باریددوست داشتنی است آپم منتظرتم ...
سه شنبه 2 خرداد 1391 02:47 ب.ظ
nemi2nam az badiye zamoonast ya behtaresh az badiye in adamayii ke zamoonaroo injoori sakhtan...jaye taasof dare vase 1seri az adamaeii ke be zaher ensanand..
سه شنبه 2 خرداد 1391 08:56 ق.ظ

-- رهی معیری
گر به چشم دل جاناجلوه های ما بینی
در حریم اهل دل جلوه خدا بینی
راز آسمانها را در نگاه ما خوانی
نور صبحگاهی را بر جبین ما بینی
در مصاف مسکینان چرخ را زبون یابی
با شکوه درویشان شاه را گدا بینی
گر طلب کنی از جان عشق و دردمندی را
عشق را هنر یابی درد را دوا بینی
چون صبا ز خار و گل ترک آشنایی کن
تا بهر چه روی آری روی آشنا بینی
نی ز نغمه واماند چون ز لب جدا ماند
وای اگر دل خود را از خدا جدا بینی
تار و پود هستی را سوختیم و خرسندیم
رند عاقبت سوزی همچو ما کجا بینی
تا بد از دلم شبها پرتوی چو کوکبها
صبح روشنم خوانی گر شبی مرا بینی
ترک خودپرستی کن عاشقی و مستی کن
تا ز دام غم خود را چون رهی رها بینی

بادبادک رفت بالا...
قرقره از غصه لاغر شد
دوشنبه 1 خرداد 1391 10:25 ب.ظ
در مسیرهــای نــاهمـوار ِ زنــدگـی می تــوان رفــقای نیــمه راه را شنــاخـت...
وگـــــرنــه ،در مسـیـرهـــای ِ هــــمـوار همـــه هـــــمراه انـــــد !!!
دوشنبه 1 خرداد 1391 10:13 ب.ظ
با تو از خاطره ها سرشارم

با تو تا آخر شب بیدارم

عشق من، دست تو یعنی خورشید

گرمی دست تو را کم دارم...


بازم مث همیشه عالی بود گلم.موفق باشی.بای
دوشنبه 1 خرداد 1391 06:45 ب.ظ
تو می آیی تا عطر گرم عطوفت را در کوچه پس کوجه های سرد دنیا جاری سازی...
آه، من از حقارت دنیا دلتنگم!
می دانم آن روز دنیا چه وسعتی خواهد یافت و ... تو عاطفه را در حجم گسترده ای معنا خواهی کرد...
به امید روزی که همه این دردا به پایان برسه...
دوشنبه 1 خرداد 1391 03:04 ب.ظ
باسلام -دعای باران چرا ؟دعای عشق بخوان این روزها دلها تشنه ترندتازمین .خدایا كمی عشق ببار.منتظرحضورت دروبلاگم هستم .
دوشنبه 1 خرداد 1391 01:58 ب.ظ
خواهری من سلام نمی دونم باید در مقابل این نوشته ها چیگفت
باید بنوبیسم چقدر زیبا نوشتی یا اینکه نه روح نوشته رو بگم که بگم چقدر وحشتناک
ولی وحشتناک تر از همه اینه که اره
اینه
دقیقا اینه واقعیت زندگی ما ایرانی ها
اینهواقعیت بهشتی که ما به خاطرش می پوشیم نمی خوریم عاشق نمی شیم و زندگی نمی کنیم ...
می بوسمت

کی بیایم عروسی عروس خانومی
دوشنبه 1 خرداد 1391 09:30 ق.ظ
وقتی از خاک سپیده گل خورشید در میاد

غم و قصه های من تو کنج سینم سر میاد

در خونه ی دلو و شوق پریدن میزنه

وقتی میشنوم که یارم داره از سفر میاد

وقتی قوهای سفید پر رو تن آب می کشن

روی چشمون سیام سرمه های خواب میکشن

غرق رویا میبینم ستاره های عاشقو

که یه چادر طلا رو زلف مهتاب میکشن

دل من طاقت تنهایی نداره به خدا

طاقت این همه رسوایی نداره به خدا

چه کنم که روز و شب برای من بدون او

جز غم و غصه و شیدایی نداره به خدا

چشمای عاشق و معشوقو نگریون ای خدا

دلاشونو از جدایی ها نلرزون ای خدا

وقتی که سر میذارن رو شونه های همدیگه

چرخ گردونو به کامشون بگردون ای خدا

چرخ گردونو به کامشون بگردون ای خدا
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 10:09 ب.ظ
باید خودم را ببرم خانه !
باید ببرم صورتش را بشویم…
ببرم دراز بکشد…
دلداریش بدهم ، که فکر نکند…
بگویم نگران نباش ، میگذرد…
باید خودم را ببرم بخوابد…
“من” خسته است …!
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 09:04 ب.ظ
کاش وقتی آسمان بارانیست چشم را با اشک باران تر کنیم ، کاش

وقتی که تنها می شویم، لحظه ای را یاد یکدیگر کنیم


azizi dost man bargashtam
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 08:37 ب.ظ
یه وقتایی لازم نیست
بین دو نفر حرفی زده بشه
همین که دستت رو آروم بگیره
یه فشار کوچیک بده
همیـــن تـمـوم گفـتـنـی هـــاســـت . . .

یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 02:04 ب.ظ
درویشی را دیدم



شتابان می دود



گفتم :



درویش کجا !!!!!!



گفت :



مراسم عزا !



گفتم : مگه کی مرده ؟


آهی کشید و گفت :



مردانگی و عشق و وفا
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 12:09 ب.ظ
مرسی خانومی بابت مطلبت.
نمیدونم ایراد از کیه
ایراد از همیناییه که بهشت و جهنمو دارن میفروشن.چی کار باید کرد؟
توجه کردی که حتی توی روز میلاد اماما هم برای امام حسین نوحه میخونن؟
من با هیچ کدوم از دستورات اسلام مشکلی ندارم.اما این همه که میزنن تو سرشون برای امام حسین،همون قدر تلاش کردن که ما بفهمیم امام حسین کی بود و وااااااااااقعا چرا قیام کرد؟
من خودم چادر میپوشم چون از این نوع پوشش خوشم میاد.اما به نظر من پاک بودن و بهشتی بودن ادما به این چیزا نیست.
خدا خودش میدونه کی رو ببره بهشت و کی رو ببره جهنم.
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 11:39 ق.ظ
خودمان خواستیم که اینجوری باشد، خودمان خرافه پرستی رو دوست داریم ، خوب معلومه که از این موقعیت حداکثر استفاده را خواهند برد.

شنبه 30 اردیبهشت 1391 10:53 ب.ظ
salam somayeh khanoom.2ste nadideye man webloge besiyar zibaei dariin tabrik migam.khoshhal misham be man ham sari bezaniid..mamnoon
شنبه 30 اردیبهشت 1391 08:53 ب.ظ
سلام جویای توام اگرنپرسی خبرم منتظرتم
شنبه 30 اردیبهشت 1391 08:25 ب.ظ
سلام با مناظره ی گل و باد آپدیتم خوشحال میشم من رو از نظرات زیبای خودتون بهره مند کنید .


همیشه بارانی...
شنبه 30 اردیبهشت 1391 06:01 ب.ظ
اونجا شهر کاهنان معبد آمونه...

سلام سمیه جون ، امیدوارم خوب باشی
اگر کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون رو خونده باشی می بینی که اوضاع چقدر شبیه اون موقع س.
سینوهه اون زمون نوشته "چطور به اسم دین از حماقت مردم سوءاستفاده می کنن"

واقعا جای تأسفه

همواره سلامت و شاد باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30