تبلیغات
احساس بارانی - چهل اصل شادی بخش
 
درباره وبلاگ


ببخش باران....
ببخش ...
که تو می باری و ما شسته نمی شویم ....

مدیر وبلاگ : سمیه
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دریافت همین آهنگ
head>

دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
احساس بارانی
آخرین برگ سفرنامه ی باران این است که زمین چرکین است...




1 ـ شادی خود را به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نکن تا همیشه از آن برخوردار باشی .
2 ـ انتظار نداشته باش همیشه آنچه در اطرافت اتفاق می افتد ، مطابق میل و خواسته ات باشد .
3 ـ هنگام عصبانیت هیچ تصمیمی نگیر .
4 ـ از سختی ها و مشکلات زندگی استقبال کن و با غلبه بر آنها به خود پاداش بده .
5 ـ اجازه نده اتفاقات ناخوشایند ، روحیه ات را خراب کند .
6 ـ با بحث های بی نتیجه ، انرژی خود را هدر نده .
7 ـ انتظار نداشته باش با منفی نگری ، جسمی سالم داشته باشی .
8 ـ از هیچ کس و هیچ چیز توقع نداشته باش .
9 ـ تا با خود مهربان نباشی ، نمی توانی مهر بورزی .
10 ـ قبل از مطمئن شدن ، در مورد چیزی قضاوت نکن .

11 ـ به تفسیر و تعبیر کارهای دیگران نپرداز .
12 ـ هر کاری را با علاقه ، اشتیاق و تمرکز انجام بده .
13 ـ زندگی خود را هدفمند کن و برای رسیدن به اهدافت تلاش کن .
14 ـ چیزهایی را که دوست داری ، به دیگران ببخش .
15 ـ قلبت را از نفرت خالی کن تا خوشبختی در آن لانه کند .
16 ـ برای انجام کارهای مورد علاقه ات ، زیاد به نظرات دیگران اهمیت نده .
17 ـ در تصمیم خود تاخیر مینداز .

18 ـ هنگام عصبانیت نفس عمیق بکش و تا ده بشمار .
19 ـ با دیگران طوری رفتار کن که دوست داری با خودت رفتار شود .
20 ـ به هیچ کس امید نداشته باش جز خدا .
21 ـ بر جسم و روح خود مسلط باش .
22 ـ برای اینکه شاد باشی ، باید شادی آفرین باشی .
23 ـ در زندگی به جای شناور بودن ، شناگر باش .
24 ـ اندوه روز نیامده را بر روز آمده ات نیفزا .
25 ـ هرگز سعی نکن به دیگران بقبولانی که حرفت درست است .
26 ـ قبل از انجام کاری یا گفتن چیزی ، به ضرورت آن بیندیش .
27 ـ بی احترامی دیگران را با بی اعتنایی جواب بده .
28 ـ به جای بیزاری از انسان ها ، از رفتار بد آنها متنفر باش .
29 ـ بگذار دیگران از تو به عنوان فردی آرام و خوشرو یاد کنند .
30 ـ یگانه داروی آرام بخش روح ، یاد خداست .
31 ـ خود را از اسارت زنجیرهای بدبینی ، منفی نگری و ناامیدی آزاد کن .
32 ـ به خاطر اشتباهات گذشته ، خود را سرزنش نکن .
33 ـ به دیگران کمک کن آنچه را که می خواهند ، به دست آورند .
34 ـ در فرهنگ لغات خود شکست را تجربه معنا کن .
35 ـ باور كن همیشه آدم هایی هستنند كه حسرت زندگی تو را می برند.
36 ـ هنگام از دست دادن ناراحت نشو ، وقتی هم چیزی به دست آوردی خوشحال نباش .
37 ـ در مقابل خواسته ها و گفتار دیگران انعطاف پذیر باش و نخواه که حرف ، حرف خودت باشد .
38 ـ برای کشف حقایق ، زیاد تفکر کن ، به خصوص جهان آفرینش .
39 ـ به قدر توان تلاش کن و نتیجه را به خدا واگذار کن .
40 ـ هرگز خودت را با دیگران مقایسه نکن ، چرا که تو چیزهایی داری که دیگران در حسرت آنها هستند





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 16 خرداد 1391 :: نویسنده : سمیه
نظرات ()
شنبه 7 مرداد 1396 12:56 ق.ظ
It's difficult to find well-informed people for this
topic, however, you sound like you know what you're talking about!
Thanks
دوشنبه 12 تیر 1396 01:21 ب.ظ
Awesome! Its truly awesome post, I have got much clear idea about from this piece of writing.
شنبه 30 اردیبهشت 1396 10:19 ب.ظ
Heya are using Wordpress for your blog platform?
I'm new to the blog world but I'm trying to get started and set up my
own. Do you require any coding expertise to make your own blog?
Any help would be really appreciated!
جمعه 2 تیر 1391 04:34 ب.ظ
ممنون
دوشنبه 22 خرداد 1391 08:38 ب.ظ
چه وبه قشنگی.بهم سربزن
یکشنبه 21 خرداد 1391 01:32 ب.ظ
هر جا که سفرکردم ، تو همسفرم بودی

وز هر طرفی رفتم ، توراهبرم بودی

با هر که سخن گفتم ، پاسخ زتو بشنیدم

برهرکه نظر کردم ، تو درنظرم بودی
شنبه 20 خرداد 1391 11:23 ق.ظ
مست آمدم ای پیـــر که مستـــانه بمیــرم مستـــانه در این گـــوشـــه ی میـــخانه بمیـرم
درویشــــــــم و بگــــذار قلـنـــــدر منـشــــانه کاکل همه افشان به ســـر شــانه بمیــــرم
میخانه به دور ســـــــر من چــــرخد و اینـــم پیـــمــان که به چــرخیــــــدن پیمانه بمیــرم
من بلبــــل عشـــاق به دامی نشـــــوم رام در دام تو هــــم بی طــمــــع دانه بمیـــــــرم
شمعی و طواف حرمی بود که می خواست پروانـه بــزایــم مــن و پــروانـه بمیــــــــــــــرم
مــن در یتیــمـــــم صدفـــم سیــنه دریاست بگذار یتـیـــمانه و دردانــه بمیــــــــــــــــــــرم
بیـگانـه شــمـــردند مـــرا در وطن خـــویــش تا بی وطن و از هـمـــه بیــــگانه بمیــــــــرم
گو نی زن میــخــانه بـگــــو جــان به لب آور تا با تـــب و لب بــــــر لب جــانــانه بمیـــــرم
آن ســـلســــله ی زلـف که زنار دلـــــم بــــــود در گردنـــــم آویز که دیــــــوانه بمیــــــــــــــرم
ایـن دیـر مغـان ته چــک ایران قدیـــــم است اینجاست که من بی چک و بی چانه بمیرم
در زنــدگی افســـانه شـــدم در هـــمه آفاق بگذار که در مرگ هــــم افســــانه بمیــــــرم
در گوشـــه ی کاشـــانه بســـی سوختـــم اما آن شمــع نبــــودم که به کاشـــــــانه بمیرم

























































شنبه 20 خرداد 1391 11:15 ق.ظ
سلام سمیه

ممنون از گزینه هایی که ارسال کردی
تعداد زیادیشون را برای سوالهای دیگه گذاشته بودم
حتما" از بقیه شون هم استفاده میکنم.
شنبه 20 خرداد 1391 11:14 ق.ظ
سلام سمیه جان

خوب آب از دستش نمیچکه کنایه از آدمهای خسیس و بخیل هست.
فکر کنم نمودهای عینیش الان در جامعه و البته فکر کنم شهر شما زیاد باشه.
آدم زبون نفهم من همین دیروز باش برخورد کردم
مغزم رگ به رگ شد تا بخوام بهش بگم منظورم چیه.
واقعا" توجیه کردن آدمهای زبون نفهم خیلی سخته.
شنبه 20 خرداد 1391 10:55 ق.ظ
بهای سنگینی دادم تافهمیدم؛؛؛
کسی را که قصدماندن ندارد باید راهی کرد؛؛؛
=============================
درود..................
باز هم احساسی دیگر
و دعوتید برای لمس این احساس
""نه با کلمه ها بازی نمیکنم, دوستان قدیمی ام را مرور میکردم…::

شنبه 20 خرداد 1391 09:40 ق.ظ
برای آن مینویسم که روزی دلش مهربان بود ،

مینویسم تا بداند که دل شکستن هنر نیست ،

نه دیگر نگاهم را برایش هدیه میکنم و نه دیگر دم از فاصله ها میزنم ،

و نه با شعرهایم دلتنگی را فریاد میزنم .

مینویسم تا شاید نا مهربانی هایش را باور کند .*
شنبه 20 خرداد 1391 09:33 ق.ظ
درھمہ
آوازھاحرف آخرزیباست
حرف من دیدن پروازتودرفرداھاست…‏
جمعه 19 خرداد 1391 11:52 ق.ظ

در روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم

شرم خندیدن، به مضحکه هم میهنان مان را بر خود نپسندیم.
کار سختی نیست نشنیدن، نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز...
با اراده جمعی این عادت زشت را به ضدارزش تبدیل کنیم.

رخشان بنی اعتماد


یک روز یه ترکه

اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم


یه روز یه رشتیه..

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد


یه روز یه لره...

اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛
ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد


یه روز یه قزوینی یه...

به نام علامه دهخدا ؛
از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد


یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر و اصفهانی

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛
حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم
این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند
پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه
پنجشنبه 18 خرداد 1391 04:39 ب.ظ
هرجا که میبینم نوشته است خواستن توانستن است،آتش می گیرم...یعنی او نخواست که نشد؟؟؟...
پنجشنبه 18 خرداد 1391 04:25 ب.ظ
بیاكلاغ پربازی كنیم روزهای بی توبودن پر/فكربی توبودن پر/دوست داشتن كسی جزتوپر/گلم فقط تونپرآپم منتظرتم ...
پنجشنبه 18 خرداد 1391 01:48 ب.ظ

دیروز به استاد گفتم :

استاد دو دیقیقه اومدیم خودتون رو ببینیم همش که پا تخته ای

بیا بشین دیگه !

کل کلاس له شدن:)) منم انداخت بیرون !

اپم...
پنجشنبه 18 خرداد 1391 12:23 ب.ظ
حق انتخاب
به خاطر سه چیز هیچگاه کسی را مسخره نکنید : چهره،والدین(پدرومادر) و زادگاه
چون انسان هیچ حق انتخابی در مورد آنها ندارد.

عذر خواهی
معذرت خواهی همیشه به این معنا نیست که تو اشتباه کردی و حق با یکی دیگه است.
معذرت خواهی یعنی اون رابطه بیشتر از غرورت برات ارزش داره.

دکتر علی شریعتی
دیشب که نمیدانستم به کدام یک از دردهایم بگریم ، کلی خندیدم.

خط تیره
معلم میدانست فاصله ها چه به روزمان می اورند که به خط فاصله میگفت : خط _ تیره


رابطه ما انسانها با پدر و مادر !!!
تو ۳ سالگی " مامان ، بابا عاشقتونم"
تو ۱۰ سالگی " ولم کنین "
تو ۱۶ سالگی" مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم"
تو ۱۸ سالگی" باید از این خونه بزنم بیرون"
تو ۲۵ سالگی " حق با شما بود"
تو ۳۰ سالگی "میخوام برم خونه پدر و مادرم "
تو ۵۰ سالگی " نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم"
تو ۷۰ هفتاد سالگی " من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن

تولد و زندگی
تولد انسان
مثل روشن شدن کبریتی است
ومرگش خاموشی آن
بنگر در این فاصله چه کردی
روشنایی بخشیدی یا سوزاندی

فلسفه زندگی
فلسفه زندگی انسان امروز در این جمله خلاصه می شود : فدا کردن آسایش زندگی برای ساختن وسایل آسایش زندگی..
پنجشنبه 18 خرداد 1391 10:19 ق.ظ
سلام سمیه جونم ،
پست بسیار مفیدی گذاشتی ممنون

با این چندتا بسیار موافقم:

12 ـ هر کاری را با علاقه ، اشتیاق و تمرکز انجام بده .

17 ـ در تصمیم خود تاخیر مینداز .

26 ـ قبل از انجام کاری یا گفتن چیزی ، به ضرورت آن بیندیش .

35 ـ باور كن همیشه آدم هایی هستنند كه حسرت زندگی تو را می برند.

پنجشنبه 18 خرداد 1391 09:27 ق.ظ
هیچ وقت به کوچه


بن بست ناسزا مگو .......


رنج بن بست بودن برای


کوچه کافیست
پنجشنبه 18 خرداد 1391 01:08 ق.ظ
خیلی جالب بودن .به وبلاگ منم سر بزن خوشحال میشم نظر بدی
پنجشنبه 18 خرداد 1391 12:54 ق.ظ
سلام سمیه جون همشو خوندم خییییییییییلی مطالب مفیدی بود خیلی خوشم اومد هر وقت اپ کردی حتما خبرم کن
ادامس درس بزرگی به زندگیه ما ادما میده...هیچ شیرینی همیشه موندگار نیست
چهارشنبه 17 خرداد 1391 09:03 ب.ظ
.
بدنت را برای خود نگه دار
ذهنت را به من بسپار
که بدن های زیبا بسیارند و ذهن های
زیبا ، انگشت شمار ……
.
===================
درود دوست
دعوتید با احترام به خوانش احساسی دیگر
""من از دست رفته ام ، شکسته ام می فهمی؟ ... آرامتر!! ""
منتظرم
چهارشنبه 17 خرداد 1391 07:19 ب.ظ
تمام تلاش من این خواهد بود

تا دو استکان چای داغ را

از میان این جنگهای

خونین نامردومان

به سلامت بگذرانم

تا در شبی بارانی

آن را

با معشو قه ی خویش

چشم در چشم هم نوش کنیم


salam dost khobe man sadr linka shodi vali khyli dor shodio kam sar mizani
چهارشنبه 17 خرداد 1391 06:50 ب.ظ
مر29+1 از دعوتت
آپت خیلی قشنگ بود
چهارشنبه 17 خرداد 1391 05:01 ب.ظ

من از خودم هم بریـــــــــــــــــــــــــــده ام تو مرا از رفتنــــــــــــــــــــــــت میترسانی؟!!
من اگر از رفتنــــــت میـــــــترسیـــدم .. هرگز نمیگفتم "دوســـتت دارم
چهارشنبه 17 خرداد 1391 04:04 ب.ظ
غربت دیرینه ام را با تو قسمت می کنم , تا ابد با درد و رنج خویش خلوت می کنم
رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد , من در این ویرانه ها احساس غربت می کنم

چهارشنبه 17 خرداد 1391 01:48 ب.ظ
مادری بود ، که تنش را می فروخت ... تا کودک کوچکش را سیر کند !
نامش فاحشه بود ...!
و مردی بود ، که حق کودکش را برای سیری هوسش خرج میکرد !!!!
اسم خودش را گذاشته بود مرد !


چهارشنبه 17 خرداد 1391 12:36 ب.ظ
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست

زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست

رود دنیا جاریست
زندگی، آبتنی کردن در این رود است

وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم

دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟

هیچ !!!

زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند

چهارشنبه 17 خرداد 1391 12:10 ب.ظ
صف اشباهاتمان ناشی از این است که
وقتی باید فکر کنیم، احساس می کنیم
و وقتی که باید احساس کنیم، فکر می کنیم
چهارشنبه 17 خرداد 1391 11:12 ق.ظ
می گویند : شاد بنویس ...
نوشته هایت درد دارند!
و من یاد ِ مردی می افتم ،
که با کمانچه اش ،
گوشه ی خیابان شاد میزد...
اما با چشمهای ِ خیس ...!

شرمنده عزیزم که دیر به دیر بهت سر میزنم
امام ممنونم که منو از یاد نمی بری
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30