تبلیغات
احساس بارانی - اعتراف نامه
 
درباره وبلاگ


ببخش باران....
ببخش ...
که تو می باری و ما شسته نمی شویم ....

مدیر وبلاگ : سمیه
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دریافت همین آهنگ
head>

دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
احساس بارانی
آخرین برگ سفرنامه ی باران این است که زمین چرکین است...




این روزها پای درددل هر كسی كه مینشینی ، خاطرات قدیمی هر كسی را كه می خوانی و توی وبلاگ هر كسی كه می روی از نا مردی آدم ها و بی وفایی و بی لیاقتی حرف زده .... اینكه روزگاری ، كسی در زندگی اش بوده و از سادگی اش سوء استفاده  كرده (حالا هر نوع سوء استفاده ای ....چه مالی ، چه جانی ، چه عاطفی ، چه ....)

چند روز است پیش خودم فكر می كنم حالا كه همه بالاتفاق از نامردها و  بی وفاها و بی لیاقت ها گله مندیم . حالا كه دائم به هم سفارش می كنیم كه مراقب باش ساده نباشی و سادگی نكنی ، حالا كه همه ما از اهالی ساده دل و بی كینه شهر مان هستیم ، پس بدجنس ها و نامردها و بی وفاها كی اند و كجایند ؟؟؟؟

خداوكیلی كداممان توی وبمان نوشته ایم كه من در حق یكی نامردی كرده ام؟؟؟ یا به فرزندمان توصیه كرده ایم كه راه من اشتباه بود، تو صالح باش ودرست زندگی كن .....

همه مان فقط دم از انسانیت و وجدان و باوفایی و مرام زده ایم.... پس آدم های بی وجدان و بی وفا و بی مرام جامعه ما كجا هستنند... شاید همگی دسته جمعی مرده اند .... شاید هم هیچ وقت، هیچ كدامشان كتاب نمی نویسند ، وبلاگ ندارند، بچه دار نمی شوند ....

شاید هم .... شاید هم خودمان از همان دسته آدم های نا مرد ِبی وفای بی لیاقت هم هستیم كه فقط یاد گرفته ایم اگر در حقمان اجحاف شده بگوییم و بدی های خودمان را فراموش كنیم ...

حالا كه كار به اعتراف كشید، اذعان می كنم خودم چند سال پیش درحق كسی بدی كردم.وقتی دانشجو بودم .... البته الان پشیمان نیستم ....فقط محض اعتراف گفتم

پی نوشت1 : امیدوارم كه خدا و آن آقا پسر اصفهانی من را حلال كنند

پی نوشت 2 : مدتی است كه یك نی نی به فامیلمان اضافه شده اما حالش زیاد خوب نیست .... برایش دعا كنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 23 خرداد 1391 :: نویسنده : سمیه
نظرات ()
جمعه 13 مرداد 1396 08:54 ق.ظ
wonderful points altogether, you simply received a new
reader. What may you recommend in regards to your put up that you just made a few days in the past?
Any sure?
شنبه 7 مرداد 1396 12:56 ق.ظ
Saved as a favorite, I really like your website!
دوشنبه 12 تیر 1396 11:55 ق.ظ
obviously like your website however you have to check the
spelling on several of your posts. Several of them are
rife with spelling issues and I to find it very troublesome
to tell the reality however I'll definitely come back again.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 11:32 ب.ظ
Ahaa, its fastidious dialogue on the topic of this paragraph
here at this website, I have read all that, so now me also commenting at this place.
سه شنبه 20 تیر 1391 08:48 ب.ظ
حالا حکمت بازی های کودکی را میفهمم
زوووووووووووووووووووووووووووووووووووو...
تکرار این روز های نفسگیر بود
جمعه 2 تیر 1391 03:54 ب.ظ
سلام.
.فقط محض اعتراف گفتم...جالب بود!
اینو میگم واسه دل خودم : با اینکه ازش ناراحتم و در حقم خیلی خیلی بد کرد ولی اگه بدونم تو زندگی جدیدش خوشحاله و یکی تونسته آرزوهامو راجبش برآورده کنه کمتر غصه میخورم
:((
شنبه 27 خرداد 1391 11:02 ق.ظ
salaaaaaaaaaam.man umadam.bazam behem sar bezanin.khoshal misham,fln bye
پنجشنبه 25 خرداد 1391 10:05 ق.ظ
سلام مطالب قشنگی داشتید ب منم سر بزنید ممنون!
پنجشنبه 25 خرداد 1391 10:05 ق.ظ


خفقان ...


مشت می کوبم بر در

پنجه می سایم بر پنجره ها

من دچار خفقانم خفقان

من به تنگ آمده ام از همه چیز

بگذارید هواری بزنم

ای

با شما هستم

دررا باز کنید

من به دنبال فضایی می گردم

لب بامی

سر کوهی

دل صحرایی

که در آنجا نفسی تازه کنم

آه

می خواهم فریاد بلندی بکشم

که صدایم به شما هم برسد

من به فریاد همانند کسی

که نیازی به تنفس داد

مشت می کوبد بر در

پنجه می ساید بر پنجره ها

محتاجم

من هم آوازم را سر خواهم داد

چاره درد مرا باید این داد کند

از شما خفته ی چند

چه کسی می آید با من فریاد کند ؟
پنجشنبه 25 خرداد 1391 09:29 ق.ظ
مرغ عشق

فخر نفروش

معشوق تو هم به لطف قفس است

که وفا دار مانده...



kash haminghadr bdani omid amadanat hata be vahi be ghalb tarikam navid tapidan midahad pas mitapam shayad biyayi
چهارشنبه 24 خرداد 1391 08:17 ب.ظ
خاطرات کودکی خود را با ما تجربه کنید ومارا با نام خاطرات کودکی لینک کن
چهارشنبه 24 خرداد 1391 03:42 ب.ظ
خوش به حالت تو دلت...

هیچی نداری ساده ای...

قلب تو پاک و زلاله...تو خوبی افسانه ای...

قصه ی تلخ روزگار...یکی بود یکی نبود...
چهارشنبه 24 خرداد 1391 12:04 ب.ظ
خیلی عالیه****ارزو میکنم همیشه موفق باشی
یه سری هم به من بزن
قشنگــــه
چهارشنبه 24 خرداد 1391 11:55 ق.ظ
سلام.وبلاگ زیبایی دارین.خوشحال میشم از وبلاگ منم بازدید کنید.در ضمن مایل به تبادل لینک هستین؟
چهارشنبه 24 خرداد 1391 10:21 ق.ظ
به کجا نظر کنم!
به هر طرف مینگرم کسی جز تو نیست
همه بدنبال کسی غیر تو میگردنند
سوالی بذهنم میرسد
آیا کسی به تو میاندیشد؟
یا همانطور که گفتی :خلقت وحیدا
تنها آفریدی و تنها نگاه میکنی
اما بگویم که منتظرم باش
میایم
بی توشه
اما پر از شوق
چهارشنبه 24 خرداد 1391 10:15 ق.ظ
چیزی نمانده شعر تر از چین بیاوریم!


زشت است اینکه گیر سر از چین بیاوریم
کبریت‌های بی‌خطر از چین بیاوریم

آورده‌ایم هر چه شما فکر می‌کنید
چیزی نمانده شعر تر از چین بیاوریم

هر چند توی کشور ایران زیاد هست
ما می‌رویم گور خر از چین بیاوریم

آورده‌ایم ما نمک از ساحل غنا
پس واجب است نیشکر از چین بیاوریم

هی نیش می‌زنند و عسل هم نمی‌دهند
زنبورهای کارگر از چین بیاوریم؟

خواننده‌ها چه قدر زمخت‌اند و بدصدا
من هم موافقم قمر از چین بیاوریم

حالا که خوشگلان همه رقاص گشته‌اند
پس واجب‌ است شافنر از چین بیاوریم

خشکیده است، پس بدهیمش به روسیه
دریای خوشگل خزر از چین بیاوریم

تا آن که جمعیت دو برابر شود سریع
باید که دختر و پسر از چین بیاوریم

حالا که نیست کار بُزان پای کوفتن
ما می‌رویم گاو نر از چین بیاوریم

یک روز اگر که مردم ایران غنی شوند
باید گدا و در به در از چین بیاوریم

گویند سر عشق مگویید و مشنوید
ما می‌رویم لال و کر از چین بیاوریم
سه شنبه 23 خرداد 1391 10:44 ب.ظ
میدانی خوشبخت ترین پسر کیست؟ کسی که اولین عشق یه دختر باشه و میدانی خوشبخت ترین دختر چه کسی است ؟ کسی که آخرین عشق یه پسر باشه
سه شنبه 23 خرداد 1391 07:54 ب.ظ
سلام
درست می فرمائید استاد...
ان شاءالله حال اون نی نی هم هرچه زودتر خوب بشه.
سمیه سپاس مهربان
سه شنبه 23 خرداد 1391 04:18 ب.ظ
ای نامرد بگو ببینم چه بدی در حق اون مادر مرده کردی ؟
جواب رد بهش دادی ؟
راست بگو ...
سمیه آیكون خنده....
سه شنبه 23 خرداد 1391 03:13 ب.ظ
سلام نمیدونم شاید سرعتت کمه.خواستی بهتر ببینی برو سایت آپاراتم

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم / هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
به کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل / چه فکر از خبث بدگویان میان انجمن دارم
سه شنبه 23 خرداد 1391 02:29 ب.ظ
راست میگی ماها هیچ وقت بلد نبودیم و نیستیم اعتراف کنیم به .....؟؟؟
خدا کنه خوب بشه
سه شنبه 23 خرداد 1391 01:08 ب.ظ
اونوقت شما تبدیل به یک آدم پست ، نامرد ، خائن و ... میشی .....
مهتاب خانم یه بلا نسبت به سمیه خانم !!
سه شنبه 23 خرداد 1391 12:38 ب.ظ
سلام سمیه جون
مطابق معمول به نکته خوبی اشاره کردید .

اعترافت چندان واضح نیست عزیزم

به نظر من وقتی شخصی به شما اظهار علاقه میکنه اگر شما قلبا هیچ احساسی به ایشان ندارید و با احترام این موضوع رو با ایشان در میان میگذارید درست ترین کار رو انجام دادید هرچند که او قدری دلشکسته میشه اما تکلیفش از طرف شما روشنه ، کار درست همینه ،
اما برعکسش وقتی شما احساس ایشون رو به بازی بگیری و از علاقه ش نسبت به خودت سوءاستفاده کنی و براش در دنیایی دروغی قصر بسازی و به یک رابطه عاشقانه محکم و ناگسستنی امیدوارش کنی و قول وفاداری بهش بدی و در نهایت تنهاش بذاری ، بهش خیانت کنی و ... اونوقت شما تبدیل به یک آدم پست ، نامرد ، خائن و ... میشی که خودت اشاره کردی .

در این پست با تقریب بسیار بالایی حق با شماست
متأسفانه ما یاد نگرفتیم اشتباهاتمون رو بپذیریم و بخاطرش عذر خواهی کنیم
سه شنبه 23 خرداد 1391 11:04 ق.ظ
سلام . . . با دوستان یه سایت زدیم خوشحال میشیم شما رو هم کنار خودمون ببینیم . . . http://night-to-night.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر